جمعه 1 خرداد 1394 ساعت 18:16

در مشهد هر چه قسم خوردم که به خرمشهر رفته ام و به خانه ، کسی باور نکرد . گفتم : خانه را دیده ام و اتاق کوچیکه و اتاق بزرگه را . امّا باور نکردند ، فقط به پاهایم نگاه می کردند ، زخمی و خون آلود و باندهای سفید .

کتاب را که نشانشان دادم لبخند زدند، آن را شناختند ، دوره ام کردند و در آغوشم گرفتند .

راست می گه از خرمشهر می یاد ، خرمشهر رو دیده .

جاسم هیچ گاه به خرمشهر نرسید . روی جاده ی اهواز به خرمشهر و پشت دیوار های شهر به شهادت رسید و عمو صفر پدر پیر حمید هم خرمشهر را ندید وقتی به او گفتند :

عمو صفرخرمشهر آزاد شد !

خندید و برزمین افتاد . هرچه تکانش دادند از جایش بلند نشد .

سکته کرده از خوشحالی !

امّا من خرمشهر را دیدم ، راست می گویم .

من خرمشهر را دیدم .     

                                                

آن چه خواندید قسمتی از کتاب "پشت دیوارهای شهر" نوشته ی سیّد سعید موسوی (بچّه خرمشهر ) است .

همه آن را بخوانید . کتاب شیرین و جذّابی است .

این کتاب بسیار ساده و روان نوشته شده و حتّی برای بچّه های چهارم و پنچم ابتدایی هم مناسب است .  

 

           
جمعه 1 خرداد 1394 ساعت 18:06


چهار دوست می خواهند به هم هدیه بدهند، طوری که هر نفر دقیقاً یک هدیه بدهد و دقیقاً یک هدیه بگیرد و هیچ کس هم از خودش هدیه نمی گیرد.

شما می توانید بگویید آن ها به چند طریق می توانند این کار را انجام دهند ؟



           
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 ساعت 18:08

وقتی رسوبات در کف دریا روی هم انباشته می شوند ، کم کم تحت فشار زیاد وزن خود و آب دریا قرار می گیرند و فشرده می شوند . با این فشار زیاد که بر رسوبات وارد می  آید ، آب از لابه لای ذرات خارج می شود  و  رسوبات خشک می شوند . فشرده شدن زیاد و نیز خشک شدن ، خود می تواند شروع تشکیل بعضی از انواع سنگ های رسوبی مانند سنگ های رستی باشد .

همه ی مواد رسوبی ، فقط با فشرده شدن و خشک شدن ، سخت و تبدیل به سنگ نمی شوند . برای مثال ، ماسه ها را نمی توان با فشار به هم چسباند . این مواد تنها در صورتی تبدیل به سنگ می شوند که موادی مانند سیمان در لابه لای ذرات آن ها نفوذ کند و آن ها را به هم بچسباند .

سیمان ها موادی هستند که معمولاً به صورت محلول در آب وجود دارند . از جلمه سنگ های رسوبی که از این راه تشکیل می شوند ،‌ ماسه سنگ و کنگلومرا است . گاهی اسکلت خرد شده ی جانوران دریایی به وسیله ی سیمانی به هم میی چسبند و نوعی سنگ رسوبی به وجود می آورند .

هم چنین در آب دریاها و دریاچه ها مقداری مواد محلول وجود دارد که فقط در شرایط خاصی تبدیل به رسوب می شوند .

اگر آب دارای برخی مواد محلول به مقدار زیاد تبخیر شود ،‌ رسوباتی باقی می ماند که ممکن است ،‌ سنگ گچ و سنگ نمک را تشکیل دهند . البته ممکن است مواد محلول در آب از راه انجام بعضی از واکنش های شیمیایی پیچیده نیز رسوب کنند که در آن صورت ، گروه دیگری از سنگ ها از جمله سنگ های آهکی تشکیل می شوند .

                                                           با تشکر از خانم آمنه علیزاده


           
جمعه 4 اردیبهشت 1394 ساعت 11:23

پروژه ی دانیال درباره ی پرندگان بود .

او پرندگانی را که در منزل داشت ، به کلاس آورده بود .

دانیال از کتاب دایره المعارف خود ، مطالبی را در این مورد برای بچّه ها خواند .

دانیال به حیوانات علاقه ی زیادی دارد .

بچّه ها از دیدن پرندگان دانیال ذوق کردند .

ما از ساعت علوم ، لذّت بردیم .



           
دوشنبه 31 فروردین 1394 ساعت 18:46

ای خدایی که مالک حاجت های فقیرانی

و دانا به اسرار خاموشانی

هر سؤالی را همان لحظه می شنوی

و پاسخش را آماده داری

ای خدا وعده های تو همه صادق و نعمتت فراوان

و رحمتت وسیع

پس از تو درخواست می کنم که

بر محمّد و آل محمّد درود فرستی

و حاجت های مرا در دنیا و آخرت برآوری

که البتّه تو بر همه چیز توانای                 

       ماه رجب مبارک تان باد

ماهی که پیامبر مهربانی ها فرمودند :

ماه رجب ماه بزرگ خداست !

   

           
چهارشنبه 5 فروردین 1394 ساعت 21:20

به نظر شما  با بچّه ها یی که شب دیر می خوابند چه باید کرد ؟!

 

           
جمعه 29 اسفند 1393 ساعت 22:26

         

خدایا برای همه ی سال هایی که به ما لطف و محبّت کردی و مراقب ما بودی ، شکرگزاریم !

و برای همه ی لحظاتی که منتظر ما هستی تا فراموشت نکنیم ممنون هستیم ...

خدایا سال نو مبارک همه ی ما از طرف تو ...


           
چهارشنبه 27 اسفند 1393 ساعت 13:02

 

اشکم  ولی  به پـای عزیــزان چکیــده ام

خـارم  ولی  بـه  سـایـه ی گل آرمیـده ام

بـا یـاد رنگ و بـوی تو  ای نـو  بهـار عشق

هم چون بنفشه سر به گریبان کشیده ام  

 

           
چهارشنبه 20 اسفند 1393 ساعت 18:06

بعضی ها منو خیلی دوست دارن .

بعضی ها هم با من رابطه ی خوبی ندارن .

شما چطور ؟  

تحقیقات جدید درباره ی من نشان می دهد که : 

من دارای یک ماده ی ضدّ تشنّج هستم .

من مقوّی معده هستم .

درد را از بین می برم .

فشار خون را پایین می آورم .

من برای حفظ تناسب اندام و جلوگیری از چاقی مفید هستم .

و دارای پتاسیم و مقداری کلسیم هستم .

 

           
چهارشنبه 20 اسفند 1393 ساعت 18:00

مامان و بابای دوست داشتنی :


هر چیز را در اوج خواستن 

انگیزه ای باقی نمی گذارد ... 


 

           
چهارشنبه 13 اسفند 1393 ساعت 17:20









           
جمعه 24 بهمن 1393 ساعت 10:55

سیّد محمّد رضا می گفت ده دانه از حبوبات را تو گلدان کاشته است و فقط یک دانه نخود و یک دانه لوبیا رشد کرده و سر از خاک درآورده است .

او حاصل دو هفته مراقبت از لوبیا و نخودش را به کلاس آورده بود تا به دوستانش نشان بدهد .

ما همه فکر کردیم که چه چیزهایی باعث شده بقیه ی دانه ها رشد نکنند .

لوبیا کوچولوی سیّد محمّد رضا ، گل کرده بود و برای همه ی ما دیدنی و جالب بود .

آفرین سیّد محمد رضا ...

           
جمعه 24 بهمن 1393 ساعت 10:29

این ها چیه ؟

بله یه عالمه موشک کاغذی !

کی درست کرده ؟

حدس تون درسته ؛ بچّه های کلاس !!

یعنی می گید تو کلاس بازیگوشی می کردن و شلوغ کاری ؟!

اون هم وقتی که معلم نبوده ؟!!!

نه بچّه ها این کا رو پیش معلّم انجام دادن !

وای ؛ چه کاری ! خیلی اشکال داره !!

 نه ؛ زود قضاوت نکنین .

چند روز پیش بعد از درس ریاضی ، به بچّه ها گفتم : دوست دارید موشک بازی کنیم ؟

بچّه ها هم از خدا خواسته ...

کاغذ های باطله رو به بچّه ها دادم و گفتم هر کس هر جوری بلده یه موشک درست کنه .

قرار شد بعضی ها هم که بلد نبودن ، به کمک من و دوستاشون این کا رو انجام بدن .

جاتون خالی یه عالمه موشک کاغذی ،

و به مدت 5 دقیقه پرواز موشک ها در کلاس ...

و آخر از همه ، پرواز موشک ها به سمت آقا معلّم ...

چه کیفی داد ...  

           
دوشنبه 13 بهمن 1393 ساعت 22:24
امام دل ها هم چنان در دل هاست !!

و امید به تداوم راهش برای رسیدن به خوبی ها بسیار ...   کلیک کنید .

      

           
   1       2       3       4       5       ...       73    >>